على آقا نورى

27

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

مىآوردند . « 1 » از مجموع اين آيات به دست مىآيد كه گوناگونى انسان‌ها يك قانون و سنت الهى و ناموس خلقت انسانى است . از جمله آياتى كه به اين امر مهم اشاره كرده آيه 118 سوره هود است : وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ، اگر پروردگار تو خواسته بود همه مردم را يك امت قرار مىداد ، ولى همواره در اختلاف خواهند بود . در تفاسير روايى ، ذيل اين آيه آمده است كه اگر خدا مىخواست مىتوانست همه مردم را بگونه‌اى بيافريند كه همانند ملائكه هيچ طبيعت انسانى نداشته و معصوم از گناه و لغزش باشند و يا اگر خدا مىخواست مىتوانست آنها را بر مذهب واحدى گرد آورد . « 2 » غزالى با بهره‌گيرى از اين آيه مىگويد : چگونه مىتوان افراد بشرى را بر يك ديدگاه جمع كرد و حال آنكه ناموس خلقت انسانى بر اختلاف هميشگى بشر است و خداوند از ازل چنين حكم كرده است . « 3 » مرحوم علامه طباطبايى در ذيل اين آيه مىنويسد : در عالم انسانى از يك نوع تفاوت گريزى نيست و آن تفاوت در طبيعت‌هاى افراد است كه منشأ بنيه‌ها مىگردد . تركيبات بدنى در افراد متفاوت است و تفاوت در تركيبات بدنى موجب تفاوت در استعدادهاى جسمى و روحى مىشود و اين نوع از تفاوت‌ها ، به علاوه تفاوت‌هاى ناشى از عوامل محيطى ، موجب ظهور اختلاف در سليقه‌ها و آرزوها و اعمال انسان‌ها مىگردد . « 4 »

--> ( 1 ) . انعام : 35 و 107 ، نحل : 9 ، يونس : 99 ، شعرا : 4 ، كهف : 29 . ( 2 ) . على بن ابراهيم ، تفسير على بن ابراهيم ، ج 2 ، ص 272 ؛ حويزى ، نور الثقلين ، ج 3 ص 545 ؛ موارد بيشتر آن را بنگريد : محمدى رىشهرى ، محمد ، ميزان الحكمه ، ج 3 ، ص 71 به بعد . ( 3 ) . عماره ، محمد ، التعددية فى الاسلام ، ص 26 ، به نقل از القسطاس المستقيم ، ص 61 . ( 4 ) . طباطبايى ، محمد حسين ، الميزان ، ج 11 ، ص 60 ، شايد سرّ اينكه در برخى روايات آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از خدا درخواست كرد امت او دچار اختلاف نشوند ، اما خداوند و با خواسته پيامبر صلّى اللّه عليه و آله موافقت نكرد نيز همين باشد .